تبليغاتX
زبان هورامی را پاس بداریم
این وبلاگ برای پاسداری از زبان شیرین اورامی(هه ورامی) ایجاد شده است
سلام به همه اورامی(هه ورامی) زبانان عزیز

این وبلاگ برای پاسداری از زبان کهن اورامی ایجاد شده است . لطفا برای حفاظت از زبان هورامی توصیه های زیر را جدی بگیرید و به آنها عمل کنید در غیر اینصورت زبان هورامی از بین خواهد رفت .

۱. هنگام صحبت کردن با بقیه کردها حتی الامکان  به زبان اورامی صحبت کنید .

۲. اگربا غیر اورامی ها ازدواج کردید ، اجازه ندهید بچه هایتان فقط به گویش آنها صحبت کنند و خود را  هورامی به حساب نیاورند . زبان هورامی  را هم به بچه هایتان یاد بدهید.

۳.  زبان اورامی خود یک زبان کامل و مستقل  است . زبان هورامی  خیلی غنی و قدیمی  است واقعا حیف است که از بین برود .  به اورامی بودن خودتان افتخار کنید و از صحبت کردن به زبان شیرین هورامی خجالت نکشید.

۵. اورامی هایی که ساکن شهرها و کشورهای دوردست هستند زبان مادری را به بچه هایشان یاد بدهند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 19:51  توسط هه ورامان هه ورامانی | 
زبان هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یكی از شاخه های اصلی پارسی باستان است.

فرهنگ قوم كرد كه هورامی ها در طول تاریخ در جوار آنها بوده و به واسطه نزدیكی از سرزمینشان با آنها ممزوج شده اند مجموعه ای به هم پیچیده و ناشناخته از دل تمدن باستانی و شگفت انگیز بین النهرین در دو سوی جلگه های سرسبز و كوه های سر به فلك كشیده زاگرس می باشد. این تمدن كهن تاكنون به صورت شفاهی سینه به سینه و گوشه هایی اندك به صورت نوشتار از دل دوران های گذشته به صورتی پویا و زایا ره به در برده و تا حد امكان به دور از گزند عوامل خارجی باقی مانده است كه باید بسان میراثی گرانبها نگه داشته و در حفظ و حراست از آن كوشید و نگذاشت كه عده ای به نام فرهنگ ودفاع از آن این هویت دیرین را لكه دار كرده و در زیر نام اتحاد زبان ها آن را در خود ذوب نمایند.

فرهنگ و تمدن این كهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محكم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است كه بیشتر از این مورد واكاوی و جستجوی فرهنگ دوستان قرار گرفته و یكی از دغدغه های خاطر هر هورامی زبانی باشد. متاسفانه تاكنون به صورت علمی و آكادمیك در این زمینه كار نشده كه امید است بیشتر كار شود.

در اینجا نظر تنی چند از صاحبنظران و شرق شناسان خالی از لطف نمی باشد:

صاحبنظران اروپایی عموما بر این باورند كه زبان هورامی كردی نیست و مردمی كه بدان سخن می گویند كرد نیستند. اما خود این مردم خود را از هر حیث كرد می دانند. این نكته شگفتی است كه با این كه برقانی و مكری در كردستان شمالی و جنوبی ادبیات بزرگی پدید آورده اند شاعران دربار والی های اردلان و نیز امرای بابان در سروده های خود هورامی را در مقام لهجه ای مهذبتر و متمدن تر از لهجه خشن گفتاری امری مذكور به كار برده اند.

در ادامه همین مطالب اشاره می گردد: این مطالب همه به ظاهر حكایت از این دارد كه این منطقه در گذشته ای دور جایگاه مردمی پیشرفته و گورانی زبان بوده و بعدها معروض امواج تهاجم كردهای چادرنشین و خشن بازی واقع شده كه در میانشان اقامت گزیدند و زبان و حكم خود را برایشان تحمیل كردند.

عین همین مطلب را درك كینان در كتاب« كردها و كردستان« با ترجمه آقای ابراهیم یونسی آورده است و در مورد حدود آن می گوید:‌ امروزه قزلباش های تركیه، كاكایی های عراق و مردم هورامان ایران و ساكنان نواحی مركزی زاگرس تا جنوب شاهراه خانقین - كرمانشاه بدین زبان تكلم می كنند.

در سال 1921 شاهد كار مشتركی از »ئاكریستنسن« و »م.بینیدیكتیسن« بودیم كه كار تحقیقاتی آنها نیز در آخر به این رسیده بود كه هورامی كردی نیست و از دسته زبان های ایرانی بوده كه در یك اقلیم ساكن بوده اند اما به واسطه هجوم كردها پخش و پلا شده اند. درهمین مورد »ئی. سونیس« اشاره می كند: اغلب دیالكتیك گورانی را در فهرست كردی قرار می دهند؛در حالی كه واقعیت چیز دیگری است. خاصیت دستوری و لغات كرمانجی هیچ ارتباطی با گورانی ندارند«. 6 »شمس قیس رازی« در كتاب »المعجم فی معاییر اشعار العجم« كه آن را در ابتدای قرن هشتم هجری نوشته است می گوید: خوشترین اوزان، فهلویات است كه آهنگ آن را »اورمنان« خوانند و لحن آن را »اورامین« یا »اورمنان« كه نمودار آهنگ مردم هورامان كردستان است كه به گویش هورامی سخن می گویند.

این موضوع را ماموستا »هه ژار« به صورت »شیرین ترین زبان برای شعر هورامی است« بیان كرده است. »دیاكونوف« زبان های ایرانی را كه هورامی نیز شامل آنهاست به صورت زیر تقسیم بندی كرده است:

1- زبان های ایرانی گروه اسكیثی - خاورمیانه یا زبان های ایران شرقی

2- زبان های ایرانی گروه جنوب شرقی كه تنها نماینده آن زبان فارسی كهن است.

3- زبان های ایرانی گروه ایران غرب كه دسته سوم خود به دو دسته تقسیم بندی می گردد: الف: زبان های گروه شمال غرب: كهن ترین آنها ماد یا زبان مقدس « زردشت» یعنی اوستاست كه زبان كردی را زنده ترین تجلی آن می دانند. ب: زبان های گروه جنوب غرب: خط میخی عصر هخامنشی در حریم فارس.

از دیگر كسانی كه در مورد تقسیم بندی لهجه های زبان كردی تحقیق و فعالیت داشته اند، می توان به افراد زیر اشاره كرد: مینورسكی، الكساندر ژاپا با تاثیرپذیری از عشایر كرد و محل زندگی آنها، شرف خان بدلیسی با استناد به دستور زبان، توفیق وهبی، محمدامین زكی، استاد هورامانی،‌استاد خال، امام مردوخ، دكتر عزالدین مصطفی رسول، دكتر كمال فواد و بسیاری از شخصیت های دیگری كه ذكر نام آنها در اینجا بسی وقت گیر و معدودی تحقیقات آكادمیك كه اخیرا انجام شده است.

نكته قابل توجه در این زمینه این است كه تقسیم بندی ها در اغلب موارد ذكر شده بر اساس سلیقه های شخصی بوده به طوری كه هیچ كدام از افراد به طور صد در صد روی یك تقسیم بندی خاصی اتفاق نظر ندارند و در اغلب موارد نیز مرز مشخصی بین لهجه ها وجود ندارد. قبل از پرداختن به مبحث تغییر و تحولات بد نیست گوشه چشمی به قباله های هورامان كه موضوع را بیشتر می شكافد داشته باشیم. در سند شماره سه اورامان خط و بیشتر لغات آرامی و دیگر لغات و اجزای پایانی كلمات پهلوی اشكانی است. از این جا می توان دریافت كه در این روزگار زبان پهلوی اشكانی به آهستگی و آرامی جای خط و سیطره زبان یونانی را گرفته و به تدریج در منطقه حاكم شده است، به طوری كه با مطالعه اسناد شماره یك و دو سند شماره سه این نكته به روشنی قابل درك است. زیرا اسناد شماره یك و دو به زبان یونانی نگاشته شده اند كه آن هم به واسطه سلطه یونانی ها و اقتدار سیاسی آنها بوده است.

نكته مهم در پوست نوشته های اورامان از منظر زبان شناسی است كه تاریخ مناسبات اجتماعی - اقتصادی و حقوقی در آنها روشن شده است. انعقاد معاهده ساده ای چون خرید و فروش یك زمین در یك روستا با كلیه شرایط و در حضور شاهدان امر شاهدی بر این مدعاست، ادعایی كه رابطه ای مستقیم با درجه مدنیت و فرهنگ حاكم بر آن مناطق را دارد. پروفسور »مینس« درمورد زبان این كتیبه ها می گوید: باید به این مساله اذعان نمود كه زبان نگارش این كتیبه ها یا كردی باستان یا زبانی است كه هنوز شناخته نشده است. حروف آرامی ویونانی به كار رفته در این اسناد به همراه نشانه ها و علایم ویژه روی این حروف بیگمان به جهت نزدیك كردن این شیوه كتابت با زبان منطقه بوده است. سوال قابل طرح این است كه زبان منطقه در آن عصر چه زبانی بوده است؟ آیا شیوه هورامی بجا مانده كنونی همان زبان رایج بوده یا با سیر تغییر و تحولاتی به ما رسیده است در هر صورت مایه بسی مباهات است. از سویی دیگر بررسی واژگان اسناد مذكور از نظر ریشه ای یا زبان هورامی كه برخی از زبان شناسان انجام داده اند، این نكته را روشن می كند كه زبان مذكور همان هورامی باستان است كه زبان رایج منطقه بوده و كلیه محاورات و مكاتبان با آن انجام شده است.

یك بررسی تطبیقی به قول آقای محمدرضا باطنی: واژگان هر زبان پاسخگوی آنگونه پدیده های فرهنگی است كه در داخل آن جامعه خلق شده اند. البته باید به پدیده های فرهنگی پدیده های مادی نیز اضافه كرد. هورامی ها در جغرافیایی كوهستانی باسنگلاخ هایی پوشیده از برف، دره های عمیق و جلگه های سرسبز كه به رودهایی خروشان ختم می گردند مسكن گزیده اند و با درخت و طبیعت، چشمه و چمنزار مانوس بوده اند. به تبع آن واژه هایی كاربردی زبانشان نیز در همین حریم می باشند. كما اینكه جهت هر بوته، گل یا پرنده یا پدیده ها و مفاهیم دیگری مثل زندگی در خانه باغ، قشلاق وییلاق (هوارنشینی) هزاران واژه و كلمه داشته كه در گذر زمان با كمترین تغییر از زوال محفوظ مانده اند. در حالی كه همین واژگان در زبان مردمان دیگر نواحی كه اقتضای محیط زندگی شان چیز دیگری است وجود ندارند. همچنانكه بسیاری از واژگانی كه پدیده های مرتبط با آنها در این جغرافیا نمی باشد وجود ندارند. به عنوان مثال واژگانی كه به اقتضای زندگی در صحرا و سر و كار داشتن با حیواناتی بسان شتر می باشد. در این موارد و بسیاری موارد مشابه دیگر اگر واژگانی در یك زبان وجود داشته و در زبان دیگر وجود نداشته یا وارد شده اند دلیلی بر نارسایی زبان دومی یا وارد كننده واژه نمی باشد. به دلیل اینكه هیچ ارتباطی باساختارهای زبان شناسی ندارد، بلكه می توان گفت كه پیدایش واژگان بر اساس پیش نیازها و مولفه های فرهنگی و حتی بومی جغرافیایی است. در هورامانات كه مردمانش از قدیم الایام با طبیعت بوده یا بر اساس نیاز به هوار رفته و برای مدتی هر چند كم یكجانشینی دیگری بغیر از روستای خویش را تجربه كرده و در طول سالیان تكرار كرده اند، در آنجا خرده فرهنگی درست كرده كه یكی از زیر مولفه های آن زبان و زایش كلمات بنا به نیاز در آن محیط بوده كه آن هم به نوبه خود عناصر زبانی را آفریده است.

ماموستا احمد نظیری در مورد زبان هورامی چنین می گوید: هورامی دارای زبان كامل می باشد البته با توجه به اینكه كردی سورانی زبان موحد و نوشتاری كردستان است به خاطر حفظ آن تمام گویش های دیگر كردی را لهجه نامیده اند

سوالی كه در اینجا پیش می آید این است كه آیا وقت آن نرسیده است كه بگوییم: آیا پرداختن به زبان هورامی و كوشش در جهت نشر و گسترش آن ضربه ای به زبان كردی است یا حتی می تواند در جهت موازی و ضامن بقای زبان كردی با توجه به ریشه های مشترك آن دو باشد. استاد دهخدا در كتاب لغت نامه در مورد زبان هورامی چنین می گوید: زبان هورامی یك زبان مستقل است كه دارای لهجه های مختلف بوده و در كردستان جنوبی رایج و ساكنین در طول حیات تاریخی خود بدان تكلم نموده اند و دارای قواعد دستوری و غنای كامل در كلمات و اصوات می باشد و با وجود تغییرات در دوران تاریخی از كیفیت و لطافت و روانی آن كاسته نشده است. مانند سورانی اعرابش با حروف و چون زبان عربی دارای قواعد و چارچوب محكم می باشد و در فراوانی و كوتاهی كلمات و جملات یك زبان پربار و قاعده پذیر است. در رعایت مذكور و مونث مجازی و حقیقی، سماعی و قیاسی اسما، اشارات، معرفه و نكره، صفت های فاعلی و مفعولی و ضمایر و غیره اگر از عربی برتر نباشد كمتر هم نیست. با جرات می توان گفت یكی از زبان های زنده ای كه احتیاج به حتی یك كلمه خارجی ندارد مگر در مواردی كه مانند بقیه زبان ها وارد گشته باشد و در زبان هورامی هر گاه لازم باشد می توان آنها را سریعا جایگزین كرد. همچنانكه با آمدن زبان عربی به عنوان زبان دینی هورامی بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسیله مردم عامی بلافاصله شروع به جایگزینی كلمات و اسما كرد یا آنها را كوتاه نمود مانند:

وضو: ده س ویسم، صلوه: نما ، صوم: روچی ، اسكندر: ئه سكه، مسجد: مزگی ،عبدالله: عبه

این زبان شاید بی نیازترین زباني باشد كه گویندگانش در نهایت راحتی و بدون احتیاج به كلمات بیگانه در مسیر صحیح قرار داده و به مقصود می رساند.
منبع :بیساران وهورامان

 

منبع :

http://www.iranvillage.ir/ftopict-3426.html&sid=7d7f6d691cc6b53c09555127136faf09


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 17:7  توسط هه ورامان هه ورامانی | 

95% لغات زبان کردی آريايی و ريشه ی اوستايی دارند و حتی طريقه ی خواندن اوستا کتاب دينی زرتشت در اورامان و پاوه به ويژه (Roware- رووه ری) در شمال پاوه و اورامان تخت و که مالاو- وه يسيا (اوستای دوم زردشت) هنوز سراييده می شود و نوشتن کتاب اوستا بار اول در مشکين شهر فعلی آذربايجان که نام اوليه اش اورامی بوده و بار دوم در ئاويسه ر Awesar) در شمال شهر اورامی (ته ويله (Tawele در غرب پاوه که روی پوست آهوی زرد حکاکی و نوشته شده و در آتشکده ی فروزان پاوه به همراه 300 جلد کتاب پوست نوشته پزشکی و نجوم نگهداری می شده، ليکن در حمله ی اعراب در سال23 هجری به پاوه و کشته شدن سکنه ی بومی، تخريب و همه ی کتابها به آتش کشيده شدند و حتی مانی پيامبر کرد اورامانی در سال265ميلادی  کتاب «باينگام» را که امروز باينگان گفته می شود و به معنی شعله ی نور می باشد به آتشکده ی پاوه هديه کرده و خود در هيروی که به معنی هيربد است به پرورش مغان و موبدان و هيربدان می پرداخته و در محل نه يسانه و به له بزان معابد زردشتی برای ستايش اهورامزدا و خدای نوريا به قول مانويان (نروی) وجود داشته اند که يکی از اين معابد آثار آن با همان نام زردشتی در روستای نه روی در شمال غرب پاوه هنوز به چشم می خورد و حتی کاسی ها که در کوه های زاگرس و بويژه اورامان می زيستند خدايان متعددی روی قله ی کوه ها به صورت بت طلا يا سنگ داشتند که می پرستيدند مثل خدای سورياش که در نزديکی پاوه محلی به نام سرياس شايد بازمانده از نام اين خدای کاسی ها باشد و خدای ديگر آن ها کاژو نام داشت که در شمال پاوه کوهی به نام کاژه که احتمالا بنام همان خدای کاسی است که هنوز سينه به سينه نامش آمده و به له بزان در اوستا به معنی مکان ستايش ايزد مقدس آمده و پروفسور مينورسکی نام Naisana را آشوری دانسته و می گوید که : خدای نيسان که امروزه به لفظ رومی و يهودی هم نيسان گفته می شود، در دوره ی آشوريان به همراه خدای شمش يهود پرستش می شده اند و در شمال نوسود و نودشه هنوز نام خدای شمش قوم يهود و آشوری و بابلی بنام که لو شه مشی پابرجا بوده چون اين اقوام بت خدايان خود را روی نوک کوه های بلند گذاشته و مراسم ساليانه ی شکرگذاری بر پای می داشتند

در عهد فرهاد چهارم اشکانی اسقف مطران از ارمنستان همراه فرمانداری ارمنی به نام پاونی برای ترويج کيش مسيح به پاوه واورامانات مهاجرت کردند ونام طايفه ميتران يا متران هنوز درپاوه شنيده مي شود که بازماندگان آن اسقف مسيحی اندودرمحل فعلی مسجدجامع پاوه کليسای مرکزي را ساختند ودراطراف اين کليسا سردابه هاي زيادي براي غسل تعميد ايجاد کردند که دراين  سردابه هاي مقدس با آب خود را غسل مي دادند ونام يک محله پاوه به نام محله سردابه ها هنوز برسر زبانهاست. و سه ردی(sarde)می گويند يعنی محل سردابه هاي مقدس مسيح ودو کليسای ديگر درهمين زمان که حدود سال 50 ميلادي مي شد،درپاوه در محله شيشو(shishow) و پشته(pshta) ساخته شدند که به ترتيب نام يکی از حواريون مسيح وکليسای محکم گفته مي شد.ومردم اورامان برای محکم کردن در خانه می گويند: پشکولش بنيه يعنی چوب پشت در را بگذار.که پشته ازهمين محکمی درعظيم آن گرفته شده وکليساها برای جمع آوری اعانه وکمک ازمردم که درباغهايشان گردو ی زيادی داشتند تقاضا کردند که برای درآمد کليساها کمک کنند وهرکس کمی گردو به کليسا کمک مي کرد وحتی درزمستان نان خاصی به نام نيمه فيس (Nimafis) درکليسا بين مردم تقسيم مي شد وهرکس برای جمع کردن گردو به باغ می رفت به ته کيسه خود يک گردو مي بست ومي گفت ئينه بنه پيته نهIna bna pitana  واين کلمه هنوز دربين مردم آريايي انگلستان وارمنستان واورامان يک ريشه داشته وبه کار می رود ومعادل انگليسي وارمنی برای اين کلمه  Benefice مي باشد يعنی درآمد کليسايي که کلمه نيمه فيس از همين کلمه ريشه دارد وکلمه بنه پيته از کلمه benefit  ريشه دارد که به معنی سود واحسان کردن مي باشد ويا مردم اورامان چون خورشيد پرست بودند مي گفتند جايگاه خورشيد پرستان يا هورامان   اوريعنی ئاهير يا آتشين ومان يعنی خانه  . ووقتی کسي مي مرد مردم با گريه وزاری به اطرافيان می گفتند باوکه رو يعنی پدرم به خورشيد يا نور يا اشعه خورشيدکه مقدس بود ملحق شد.ويا برا رو يعنی برادرم به رو(ray ) يا اشعه پيوست اين کلمه درزبان اورامانی وانگليسي وارمنی به يک معنی همان اشعه يا پرتو معنی مي دهد.ومردم مي گويند روچن يعنی سوراخی درپشت بام دراورامان که نور را به داخل خانه هدايت می کرد تابتوانند درخانه تاريک وبدون پنجره بهتر ببينند. رو يعنی اشعه وچن(chn) يعنی جذب کننده وگيرنده نور پس رو همان (ray ) به معنی پرتو است ومردم هنوز درهورامان می گويند برا رو يعنی برادرم به جانب اهورامزدا يا خورشيد شتافت واين زردشتی بودن مردم اين سامان را درقديم واکنون که زوال يافته نشان می دهد.

برگرفته از فرهنگ لغت آرام نوشته آقای امیر امینی

منبع :

وبلاگ دایرٍِه المعارف هورامان

http://www.sarkav.blogfa.com/post-55.aspx

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 17:53  توسط هه ورامان هه ورامانی | 

ئێمه‌ی هه‌ورامی زوان هه‌ڵای ڕۆشن نه‌بیه‌نه‌وه‌ په‌یما که‌ مشیۆم به‌ زوانه‌که‌یما هه‌رمانه‌ که‌رمێ و پاسه‌ بریانه‌نه‌ مه‌ژگما که‌ مه‌کریۆما پنه‌ و ئه‌جیۆما دنیا چێره‌وزوه‌ر بۆ. به‌یدێ با چیه‌ولا ئا چێوه‌ قیزه‌ونێ وه‌روو چه‌ماشا گێرتێنمێره‌، لاشا به‌رمێ، نازمێ ئاوه‌زما یاگێوه‌ ته‌سکه‌نه‌ مه‌نۆوه‌ و به‌ ده‌نگیوی به‌رز چڕمێ نا په‌ی فه‌وتیای زوانی ئه‌ذاییما. ئێمه هه‌ورامیێ ژیرێ و شاره‌زه‌ی فرێما هه‌نێ که‌ ئیسه‌ فره‌و یاگانه‌ ده‌سشا ملۆ و ده‌سه‌ڵاتدارێنێ و ئه‌گه‌ر قۆڵێ هۆرماڵا، هه‌رمانه‌ که‌را په‌ی گه‌شه‌و زوانه‌که‌یشا و تا وا حه‌ننا لیڤیۆ په‌یشا لاشه‌خه‌رش نه‌که‌را، من ئه‌جیۆم په‌نه‌وازما به‌ هیچ چیوی نیا و وه‌راوه‌ر به‌ نه‌وێ دماڕۆ نیشتگاکه‌یما سه‌ره‌ره‌ وسێ نیه‌نمێ. چی سه‌رده‌مه‌نه‌ ئه‌گه‌ر به‌ ئاوه‌زیوی وه‌ڵکه‌وته‌ و ژیرانه‌ بلمێ وه‌ره‌وه‌ و جه‌ گرذوو له‌قه‌ زانستیه‌کانه‌ هه‌رمانه‌ که‌رمێ په‌ی سه‌پنای هازۆ زوانیما ئتر به‌ توون با هه‌ر فستیڤاڵێ گێرا و زوانی هه‌ورامی نامێ بنیا زاراوه‌و ماچۆی، با هه‌ر به‌رنامه‌ی هه‌ورامیما نه‌بۆ جه‌ میدیاکانه‌، با ده‌سه‌ڵات گۆشما نه‌ذۆ پنه‌. ئا وه‌خته‌ بنه‌چه‌قوو هه‌ورامی تا واچی ژیر بیه‌نه‌وه‌ و ئێننه‌ په‌رمۆ وێشه‌ره‌ و هازیش هه‌نه‌ پا ناحه‌زا که‌ حه‌ز به‌ نویسته‌ی به‌ هه‌ورامی مه‌که‌را واچۆ گه‌ره‌کتانا ئینه‌نه‌، گه‌ره‌کیچتا نیا واچوو چێش!!                                                                                                                                                                           

ده‌ی با گله‌یێ جه‌ وێما که‌رمێ که‌ چی زه‌مانه‌نه‌ و پی گرذوو که‌ل­وپه‌له‌ زانستیه‌وه‌، هه‌ڵای ڕۆشنێ نه‌بیێنمێوه‌ و ووێما گیچه‌ڵێ تاشمێ په‌ی وه‌رلوای زوانه‌که‌یم.

 

سه رچه مه :

ویبلاگو ده نگی

http://denguhawramani.blogfa.com/post-80.aspx

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 17:45  توسط هه ورامان هه ورامانی | 
بایسته تر آن باشد انسان خویشتن خویشش رابشناسد وبازگشتی نماید به بُن مایه های اصیل ملی-زبانی وبا شناخت این إنگاره ها است که پروسة تعالی شخصیتی را می پیماید.هرچند که یادگرفتن زبانهای (فارسی, عربی, إنگلیسی) امروزه امری واجب و بلکه ضروری است وبسیار پسندیده اما نباید از شناسنامة خویش نیز دوری جست. چگونه از شعر (ابن عربی اندلُسی ,عبدالوهاب بَیاتی ونزاز قَبانی سوریه ای) درأدب عرب چشم پوشید ویا از أشعارحافظ , سعدی ,حضرت مولانای بزرگ در أدبیات فاخر پارسی لذت نبرد؟ویا دیگر بدونه میوه های تکنولوژی (که بر مرکب زبان إنگلیسی نشسته اند) مگر میشود زندگی کرد؟ همه اینها وبیشتر از این را میتوان برشمرد اما سَر این سفره باید از بَرکات زبان خویش نیز غافل نباشیم. همچنان نزار قبانی برای یک عرب محبوب ودوست داشتنی است صیدی هورامی نیز برای مای هورامی سمبولی از عشق و زیبایی است.                                                                            در شماره جدید مجله (هورامان)  بر آن بودم که تا حدی این نکته را بشکافم که حاصل آن مقالی است اورامی با عنوان (زوان و ویت) که امید است بتوانم آنرا بدست همه دوستان و دوستدارانِ اورامان برسانم وبیشتر در آنجا این نکته را به گفتگو نشانده ام که لزومِ درست نگاشتن و دروست گفتن تا به چه اندازه است. مجله ما این نکته را به عنوان تیتر اصلی و نقشه راه نوشته هایش میداند و هرشماره چندین مطلب را در این باب به چاپ میرسانیم. این در حالی است از کسانی  بسیار شنیده ایم که  نباید به اورامی نوشت!!! اما دوستانم بر این طریق صواب پا می فشارند و به نقادیهای سٌست وبی بُنیان إعتنای نمی کنند.متأسفانه امروزه تنها مجله ما است که به زبان اورامی  (هورامی) مینویسد وکاش چندین نشریه در این میانه قلم میزدند و مارا نیز در این راه یاری میکردند. شاید اینگونه همه ما بیشتر مُستفید می شدیم.                                                                                                       
  ما آمادگی این را داریم هر کسی بخواهد جهت تحقیقات ویا فراگیری (هورامی) علاقه مند باشد,از آرشیو مجله وی را یاری نماییم.                                                              
 همه این را نگاشتم تا این پیام را نیز که نه خوشایند است در منتهای نوشته ام بخاطر دوستان بیاوریم که یونسکو پارسال زبان اورامی را در میان زبانهایی قرار داد که خطر از میان رفتن و مَحو شدن آن را تهدید می نماید ,این زنگ خطری است برای ما اورامانیان که واجب می نماید, هر کس در جای خویش در زنده نگاشتن و پویایی اورامی گامی به جلو بردارد.     امید است ما آخرین گویش کننده های این زبان نباشیم اما متأسفانه این احتمال بعید نمی نماید که سدةآتیه روزشمار آخرین نفسهای واژگان هورامی باشد.                                   Shwan1900@yahoo.com 
                                                                                  ------------------------- **
این مقال را عمداً به فارسی نوشتم که برخی بدلیل عدم تسلط به هورامی نمتوانند ازنوشته های مجله که اورامی است از آن سود جویند وهمچنین برخی از بزرگواران پیشنهاد دادند بنده مطلبی را به فارسی در این زمینه بنویسم.  

منبع :

وبلاگ ده نگ

http://www.denguhawramani.blogfa.com/post-86.aspx

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 18:33  توسط هه ورامان هه ورامانی | 
حه‌شاش چنه‌ مه‌کریۆ دوێ کۆڵه‌کێ بنه‌ڕه‌تیێ ترۆقوو زوانیوی، ده‌سه‌ڵاتی سیاسی و قسه‌که‌ره‌کێشه‌نێ که‌ تا چن سه‌نگه‌ دا به‌ زوانه‌که‌یشا و هه‌میه‌تش بۆ وه‌روو چه‌ماشاوه‌، ده‌سه‌ڵاتی سیاسی تاوۆ به‌ دوێ شێوێ پاڵپشتیوی خاس و هازدار بۆ په‌ی گه‌شه‌ و پارێزنای زوانیوی، یۆ ئانه‌ که‌ که‌سێو یام تاقمێوه‌ که‌ پا زوانیه‌ قسێ که‌را ده‌سه‌ڵاتێو مه‌رزناره‌ و زوانه‌که‌و وێشا که‌را به‌ زوانی ڕه‌سمی ئا وه‌ڵاتیه‌ و هێقمش که‌را، ئیسه‌ فره‌و یاگاو دنیایه‌نه‌ ده‌سه‌ڵاتی سیاسیا بۆ به‌ گریوانوو پارێزنای زوانی چوونکه‌تی زوانه‌که‌ هه‌م بۆ به‌ زوانوو سیستموو فێرکاری و په‌روه‌رده‌ی، جه‌ وانگا و فێرگانه‌ هه‌رمانه‌ش پنه‌ کریۆ هه‌میچ بۆ به‌ زوانوو دیپلۆماسی و سیاسه‌تمه‌دارێ چا زوانیه‌ که‌ڵک هۆرگێرا، یۆته‌ر ئانه‌ که‌ ده‌سه‌ڵاتێو جه‌ یاگێوه‌نه‌ به‌ یاوه‌ری که‌سانیوی که‌ سه‌ر پا نه‌ته‌وه‌یه‌نێ و جه‌ ڕاوه‌به‌رذه‌ی ده‌سه‌ڵاتیه‌نه‌ پشکه‌شا هه‌نه‌ یام هه‌ر به‌ پاو پرنسیپه‌کاو مافوو ئانزانی، هه‌ر چن زوانیچش جیاکار بۆ به‌ڵام زێڵش نمه‌ی گه‌ره‌شێلوو زوانه‌که‌ی که‌رۆ، پنه‌ش وه‌شا بڕه‌و دۆ پا زوانیه‌، به‌ داخه‌وه‌ پی وه‌زعێوه‌ که‌ زوانی هه‌ورامی جه‌ دوه‌ به‌شه‌که‌شه‌نه‌ که‌وته‌نشه‌نه‌ جه‌ هه‌ر دوه‌ حاڵه‌ته‌کاو ده‌سه‌ڵاتی بێبه‌شا و مه‌کریۆ دڵش وه‌ش که‌رۆ به‌ ده‌سه‌ڵاتیه‌وه‌ چوونکه‌تی ئه‌گه‌ر کوچێو ورذێ بیمێوه‌ و سه‌ره‌نج ده‌یمێ ته‌نانه‌ت ده‌سه‌ڵاتیوی وێمانه‌یچ که‌ چننێ ساڵێن چا باره‌وه‌ دڵسۆزێ چفنا گۆششه‌ره‌ و ئا هاواریه‌ به‌ تێکدای مزانۆ و له‌یه‌کوو بڕێو چێوا مه‌ذۆوه‌!! نه‌ته‌نیا حه‌ز به‌ گه‌شه‌و زوانی هه‌ورامی مه‌که‌رۆ به‌ڵکووم مه‌حه‌لا واچی به‌ دلێنه‌ شیه‌یچش ئیجا ده‌س مارۆ له‌مه‌شه‌ره‌ و ماچۆ ئۆخه‌ی!!. ئینه‌ که‌ زوانی هه‌ورامی ده‌سه‌ڵاتی سیاسی په‌شتیش مه‌گێرۆ تاکی هه‌ورامی مشیۆم کۆنجێڵێوه‌نه‌ کز که‌رۆ، په‌ژارێ ڤجارۆ و هه‌یان هه‌یان لاڵیۆوه‌ ئیذی و ئه‌وی تا به‌شکه‌م چێوێو بڕۆ و ئه‌گه‌ریچ هیچش پنه‌ نه‌کریا وه‌روو وێشه‌ره‌ واز بارۆ و واچۆ ده‌ی واچوو چێش؟! نا به‌باوه‌ڕم هه‌ر که‌سێو دالێو خه‌مه‌وه‌روو زوان و فه‌رهه‌نگیش بۆ وێش مه‌په‌شۆکنۆ پا قساوه‌، شکێوه‌ش نیه‌نه‌ چنه‌ قسه‌که‌رێ زوانیوی ئه‌گه‌ر دڵشا پوه‌ بۆ هیچ ده‌سه‌ڵاتی سیاسی نه‌په‌رسۆوه‌ زوانه‌که‌یشا به‌ڵکووم چیروو فره‌ته‌رین ئاسیمیلاسیۆنی فه‌رهه‌نگیچه‌نه‌ ته‌نگشا ونه‌ بارۆ، هه‌ر متاوا زوانه‌که‌یشا جه‌ وه‌راوه‌روو وا و بۆرانیه‌وه لا دا و گه‌شه‌ش پنه‌ دا، ئێمه‌ی هه‌ورامی زوانیچ تاومێ چۆڵێ هۆرکه‌رمێ و هه‌ر یۆ یاگۆ وێمانه‌ به‌پاو هازێوێ که‌ هه‌نه‌ما شۆڕشێو ده‌سپنه‌که‌رمێ په‌ی نه‌فه‌وتیای زوانه‌که‌یما و نازمێ ژه‌نگۆ ویه‌رذه‌ی بڕێزنۆشه‌ره‌ سه‌روو پۆسیش، ئێمه‌ی هه‌ورامی زوان ئه‌گه‌ر چی دنیاو جه‌هانی بیه‌یه‌نه‌ که‌ پاڵوو وه‌رێژانیوی که‌ هه‌نێش په‌ی ورذوهان که‌رذه‌ی و نۆقم که‌رذه‌ی فه‌رهه‌نگه‌ گۆلاله‌کا، په‌ی ئه‌وه‌ئاسته‌ی فه‌رهه‌نگ و زوانه‌ که‌م ده‌سه‌ڵاته‌کا په‌رذۆچێچش فرێنێ، ژیرانه‌ لاقۆره‌ ڤاڕمێوه‌ و به‌ وه‌سیله‌و که‌ل-وپه‌لانێو پێسه‌ ئینتێرنێتی که‌ فره‌و ویرمه‌ندا نامێشا نیان دیاسپۆرای فه‌رهه‌نگی و یاونه‌ره‌ کۆمه‌ڵایه‌تیه‌کا، نویسته‌ی به‌ زوانه‌که‌یما بنه‌ ده‌یمێره‌ تاومێ نه‌بیه‌ی ده‌سه‌ڵاتی سیاسی پاسه‌ په‌ڕۆ که‌رمێ و ئینه‌یچه‌ ویریوی وه‌ڵکه‌وته‌ و ئاوه‌زیوی ئه‌وه‌ته‌نگیاش گه‌ره‌کا. بێ سێ و دوو ئه‌ر تۆ تۆ ‌چینه‌کاو کۆمه‌ڵگاو هه‌ورامانی به‌تایبه‌ت ڕۆشنویره‌کێشا خرووراتشا ئانه‌ بۆ که‌ زوانه‌که‌یشا جه‌ هۆرووشموو نه‌مه‌نه‌ی و مه‌رذه‌ی گل داوه‌ و وانته‌ی، فێر بیه‌ی و نویسته‌ی به‌ زوانی ئه‌ذاییشا به‌ که‌می نه‌زانا و گنۆوه‌ سارا په‌یشا بانوو وێشا تکه‌ که‌رۆ مه‌بۆ بانوو یۆته‌ری تلنا، زوانوو ئێمه‌یچ دوور گنۆوه‌ چا ڕۆیه‌ که‌ پرزێ دماڕۆیش به‌ په‌له‌وه‌ دای کتێبوو ویه‌رینیه‌نه،‌ گێڵا شۆنۆ ده‌قێ زوانیشاره‌! و ئێمه‌ماناچ به‌ خیاڵی ڕه‌حه‌ته‌وه‌ سه‌ره‌ منیه‌یمێ چیروو سه‌ره‌یما و ئا وه‌خته‌ ئێتر ئیجا ده‌س مذه‌یمێ هه‌رمانه‌ جۆربه‌جۆراوه‌، ملمێ بنکڵیشه‌و فه‌رهه‌نگیماره و چا زه‌مانه‌نه‌ تاومێ سه‌ره‌ ڕاس که‌رمێوه‌ و واچمێ هه‌نمێ و مه‌نمێوه‌!!  

                                                                                                                                      
ئاواته‌وازه‌نا ئا ئازیزێ که‌ به‌ هه‌ر نونگێو پێسه‌ په‌نگ وارذه‌ی دلێ چوارچۆ ناسیۆنالیزمیوی وه‌رته‌سکه‌نه‌ یامکه‌تی گیر وارذه‌ی جه‌ تان و پۆ ویریوی کۆنه‌نه‌ که‌ زوانی ته‌نیا وه‌سیلیوی پێوه‌ننی به‌ینوو ئانزانه‌کا مزانا و باقی کاریگه‌ریه‌کاو زوانی مه‌وینا به‌یاوه‌ پوێره‌ و وێشا به‌ ده‌ساو وێشا به‌شێوه‌ جه‌ میراسوو به‌شه‌ری نه‌به‌را به‌ینه‌نه‌. به‌ ئاواتوو ئا ڕۆ وه‌شه‌یه .

 

سه رچه مه :

http://www.denguhawramani.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 19:0  توسط هه ورامان هه ورامانی | 

این سوال سالهاست که مغز مرا دچار دغذغه و گمراهی و شک کرده که علت بی توجهی رهبران کورد (ایران و عراق) به گویش های کوردی جنوب کردستان (هورامی،کلهری،لکی و لوری )چیست؟دیروز لورها از کوردها جدا شدند، امروز کرمانشاهیها و کلهر ها و فردا هورامی ها. تمام رهبران ما با قاطعیت ابراز میکردند که لورها کوردند اما شخصا خود بنده ندیدم که سالی یک بار، حداقل یک آواز به زبان لوری در این همه شبکه کوردی زبان پخش شود. امروز نوبت به کرمانشاهی ها رسیده که دیگر لازم نیست در موردش صحبت کنیم زیرا همه گواه بر آنند؛ و اخیرا هم شنیده ام که حزبی به نام حزب هورامی در کردستان تشکیل شده که ادعای جدا دانستن و استقلال قومی ،ملی و زبانی خود از کوردها را کرده اند و طرفداران آن هم به طرز بسیار چشمگیری در حال افزایش هستند. حال سوال اینجاست که دلیل این ثمرات چیست؟ نظر بنده این است:

1- شاید رهبران کورد با این تصور بسته و غلط، یعنی سورانی و کرمانجی کردن کردستان بر این باورند، که اینگونه میتوانند اتحاد بین کوردها را تقویت کنند و لذا به اقداماتی همچون انتشار تمام برنامه ها و خبرها در رسانه ها _اعم از تصویری و نوشتاری_ به گویش سورانی و کرمانجی دست زده اند. در پاسخ به این تفکر باید گفت که اگر اتحاد با زبان واحد بوجود می آمد مطمئناً امروز عرب ها پشت فلسطینی ها را خالی نمیکردند و یا شاید هرگز شاهد دو کشور کره ی شمالی و جنوبی هم زبان نبودیم. مثالهای متشابه بسیاری در این زمینه وجود دارند که بنده اینجا فقط به این دو اکتفا میکنم. پس مسئولان بهتر است به جای پایمال کردن گویش های کوردی به بهانه حفظ اتحاد کوردها به فکر حفظ این گویش ها باشند تا کورد ها بیشتر از این از هم دور نشوند و باعث تقسیم شدن قومهای کورد نشود.
2- شاید هم این ایده را در سر می پرورانند که چون جمعیت این کوردها (کوردهای جنوب کردستان) کم است، پس دیگر لزومی برای توجه و سرمایه گذاری برای حفظ گویشهای آنها نیست. یعنی حفظ گویش ها و سرزمینی که زمانی، زبان رسمی و ادبی (بویژه گویش هورامی) و مهد موسیقی و آواز و هنر و تاریخ کردستان بوده و تقریبا هنوز هم هست، به جرم کمینه بودنشان مهم نیست، و بودن و نبودنشان فرقی ندارد. سرزمینی که هورامانش سندی است بر قدمت چندین هزار ساله کردستان و طاق بستان و بیستونش دال بر عظمت و اهمیت این سرزمین. اگر این تفکر واقعا از جانب رهبران کورد وجود داشته باشد پس باید گفت: دمکراسی شما کاملا بی اساس و از نظر فکری کاملا عقب افتاده است. چرا که یکی از مهمترین رسالت های دمکراسی دفاع از کمینه هاست.
3- شاید هم بر این باورند که چون سورانی و کرمانجی و هورامی و کلهری و ... همه کوردی هستند پس توجه کردن به همه گویش ها مهم نیست و باید گویشی را برای رسانه ها، مدرسه ها و ... انتخاب کرد که اکثر کوردها آن را میفهمند که بدون شک با این طرز تفکر، پس از چند قرن، دیگر اثری از گویش های جنوبی نخواهیم دید و این به معنای ژنوساید گویش های کوردی و نابودی قسمت اعظمی از ادبیات و فرهنگ و تاریخ کردستان است که شاید بسیاری از ملتهای دنیا آرزوی داشتن آن را دارند.
4- شاید هم مسئولان و کار به دستان وخامت اوضاع را درک کرده و به فکر چاره هستند که بنده این را بعید میدانم زیرا اگر اینگونه بود یکی از شانزده هفده کانالهای کوردی به گویش های جنوب کردستان اختصاص میافت و یا حداقل بخشی از اخبار به گویش های هورامی و کرمانشاهی پخش میشد تا دلگرمی باشد برای اقدامات بعدی و اینکه مردم این خطه از کردستان مطمئن شوند که رهبرانشان به فکر گویش آنها هم هستند. البته نباید کتمان کرد که یکی از این کانال ها برنامه های هورامی، کلهری و لکی اش بیشتر از بقیه است اما هنوز بسیار بسیار کم است و استفاده از واژه "بیشتر" فقط در مقایسه با کانال های دیگر است. در کل اگر مسئولان در فکر چاره برای این مهم هستند بنده صحبتی جز این ندارم: "زود باشید که دارد دیر میشود".

به هر حال رسیدگی به این موضوع بحثی نیست که بعدا به آن پرداخته شود چرا که این بخش از کردستان در اوضاع وخیمی به سر می برد. امروز ما چه بخواهیم و چه نخواهیم زبان کوردی دارای گویش های مختلفی است که در صورت عدم برخورد صحیح با آنها، زمینه ی جدا شدن آنها از زبان کوردی و در نتیجه اعلام استقلال این گویش ها از طرف مردمان آنها فراهم خواهد شد. این تفاوت گویش ها اگر درست با آنها برخورد شود نه تنها بد نیست بلکه بسیار خوب است و باعث بوجود آمدن آثار هنری و ادبی مختلف و موقعیت های بکر توریستی در کردستان میشود. حتی اگر کوردهای کرمانج که بیشترین کوردهای کردستان را تشکیل می دهند، این احساس در آنها بوجود آید که گویششان مورد بی لطفی و بی توجهی واقع میشود، بسیار طبیعیست که خود را عضوی از آن جامعه ندانند. چرا که بی لطفی و بی توجهی حکومت و جامعه به معنای به رسمیت نشناختن آن افراد، و آن گویش میباشد. بنابراین به نظر بنده بهترین کار برای جلوگیری از این تراژدی ها اولا" به رسمیت شناختن گویش سورانی به عنوان گویش رسمی کوردهاست تا کوردهایی که گویش همدیگر را نمیدانند از این گویش استفاده کنند؛ چرا که اینکار مانع از دور شدن قومهای مختلف کردستانی از هم میشود. برای مثال اگر یک کورد زازا برای ارتباط برقرار کردن با یک کورد کرمانج مجبور باشد از زبان ترکی استفاده کند بدون شک بعد از گذشت چند دهه این دو گویش نسبت به هم احساس بیگانگی کرده و چه بسا که زازا ها خود را قومی جدا از کوردها دانسته و یا کرمانج ها آنها را بعنوان مجموعه ای از کوردها قبول نکنند. ثانیا" باید در کنار این گویش رسمی، گویش محلی هر منطقه در همان منطقه تدریس شود. به عبارت دیگر زبان اداری هر منطقه باید گویش محلی آن منطقه باشد. برای مثال در هورامان و مناطق هورامی نشین علاوه بر زبان رسمی کشور باید گویش سورانی برای ارتباط بین کوردها، و هورامی بعنوان زبان اداری و محلی مورد استفاده واقع شود. به امید اصلاح                                   

                                            haoram_boy2007@yahoo.com         

                                      هیوا علی رمایی،سنندج، ۱۷/۱۰/ ۱۳۸۷

 

منبع:

http://bisaran.blogfa.com/post-44.aspx

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 19:21  توسط هه ورامان هه ورامانی | 
هیزی شه‌وێ ژه‌نیه‌ قه‌ومه‌ما ئامای بێ په‌ی یانه‌یما په‌ی ئاقیبه‌ت خه‌یری بابه‌یم که‌ دوێ یه‌رێ ڕوێ چی وه‌ڵ به‌ ماشینه‌که‌شوه‌ چه‌پش که‌رده‌ بێ. ئی ژه‌نێ که‌ ماچووش ئه‌ڏا و بابه‌ش بێسارانیێنێ به‌ڵام به‌ سۆرانی قسێ مه‌که‌رۆ. نمه‌زا چێش بێ که‌ بابه‌م یه‌ک هۆ واتش پی ژه‌نێ که‌ تۆ چه‌نی سۆرانی قسێ مه‌که‌ری به‌ڵام برایه‌کات هۆرامی ؟! ئه‌وه‌یچ یانی ژه‌نه‌کێ ‌واتش: ((ئاخۆ من‌ فیزنه‌نا)) !!! منیچ حه‌قێقه‌ت فره‌ قینیم ئامانه‌و لێ دڵۆ وێمه‌نه‌ واتم: ((تۆ خوا ته‌ماشاو فام و شعوور و ده‌رکۆ ئا ژه‌نێ که‌ره‌ که‌ زوانۆ ئه‌ڏائی وێش بێ ئه‌رزشه‌ن لاشوه‌و قسه‌ که‌رده‌ی به‌ زاراوه‌و زوانیه‌ ته‌ر شانازین په‌یش)) !!! به‌ ڕاسی یاگێ سه‌ره‌نجیش هه‌نه‌ که‌ بزانمێ مه‌به‌ستۆ ئی خه‌ڵکیه‌ جه‌ کلاسیو جه‌ فیزا چێشه‌ن؟! ئه‌گه‌ر بێ فه‌رهه‌نگی و بێ ڕیشه‌ئی کلاسش هه‌ن و فیزێش گه‌ره‌کێنێ تا بلوو کۆپانیه‌ که‌روو کۆڵێمه‌ره‌و لێ شارینه‌ گێڵوو ! چی فه‌رقیه‌ مه‌که‌رۆ ؟ لاو منوه‌ هیچ فه‌رقیه‌ش نیه‌ن چۆن جه‌ هه‌ردوه‌ لاوه وێما واڕانوو چه‌نی هۆوییه‌توو ڕیشه‌و وێما جه‌نگمانه‌ن وه‌ سه‌به‌بۆ ئینه‌یه‌ غه‌یر جه‌ فه‌قری فه‌رهه‌نگی هیچ ته‌ر نیه‌ن.‌ من ئینسانیه‌ مۆته‌عه‌صب نیه‌نا که‌ واچوو زوانی هۆرامی عالته‌رین زوانۆ دنیاین ته‌نیا گه‌ره‌کمه‌ن واچوو ئه‌گه‌ر که‌سیه‌ ڕیشه‌و زوانۆ وێش جه‌ ده‌س بڏۆ نمه‌تاوۆ جامێعه‌که‌ش ڕوو به‌ وه‌ر به‌رۆ ! لاسایه‌وه‌ که‌رده‌ی جه‌ زوانوو دیگه‌رانی هیچ سوودێوه‌ش په‌یما نیه‌ن غه‌یر چانه‌یه‌ که‌ ملله‌ته‌که‌ما سۆکوو بێ ئه‌رزش که‌رمێ. درۆسه‌ن که‌ سۆرانوو هۆرام هه‌ر دوی کۆردێنێ به‌ڵام مشیۆم هه‌ر که‌س فه‌رهه‌نگوو ڕیشه‌و زاراوه‌و وێش ڕۆشنوه‌ که‌رۆ تا به‌یۆوه‌ جامێعه‌که‌شا ڕوو به‌ وه‌ر برا وه‌ بتاوا ملله‌تیه‌ با فه‌رهه‌نگشا بۆ دلێ ئی دنیاینه‌. به‌ هیواو ئا ڕۆیه‌ که‌ دوور نیه‌ن.

هیوا عه‌لی ڕه‌مائی

 

منبع:

http://besaran.blogfa.com/post-4.aspx

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 11:4  توسط هه ورامان هه ورامانی | 
لطفا برای شرکت در نظرسنجی بر روی لینک زیر کلیک کنید.

http://ostanavramanat.mihanblog.com/

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 19:18  توسط هه ورامان هه ورامانی | 
یک استاد جغرافیادر  دانشگاه و کارشناس  تقسیمات کشوری:

 باا شاره به اعلام شعار ایجاد استان اورامانات از سوی یکی از داوطلبان انتخابات پیش روی مجلس اظهار داشت این شعار با پشتوانه علمی و منطقی اعلام شده است و می بایست سالها پیش و در دهه دوم انقلاب به ان توجه میشد که به علت بی توجهی نمایندگان وقت در مجلس به این مهم اورامانات نسبت  به سایر مناطق کشور نتوانسته از شاخصهای مناسبی در توسعه و عمران برخوردار شود . این استاد دانشگاه اظهار داشت عده ای از مسئولین منطقه اورامانات نیز به جهت منافع فردی وشخصی و بهره مندی خود و فرزندان و خویشاوندان انها  از رانتهای دولتی و ... مانع طرح چنین شعاری شده تا منافع فردی و خانوادگی انها در خطر قرار نگیرد و از این جهت شعار تغییر نیز توجیه علمی و عقلی یافته است . وی گفت درگذشته به علت اجرای برخی سیاستهای غلط و ناکارمد اقتصادی در  کشور شاهد رشد فساد ادرای و اقتصادی بودیم که نمونه انها رشد شهرام جزایری و امروز رشد بدهکاران بانکی هزار میلیارد تومانی هستیم که همین مسایل در سطح کشوری نیز در سطح منطقه اورامانات به وضوح قابل مشاهده است و بابد مردم اگاهی یابند و دستان فاسد رانت خواران و و یزه خواران از بیت المال قطع شود . این استاد دانشگاه اظهار داشت نمی توان یک داوطلب جوان و کم تجربه ویک نماینده سابق که سردار سپاه و فردی خوشنام و مردمی است  را به تجزیه طلبی و تفرقه افکنی  متهم نمود و اینگونه یک جوان صاحب فکر و خلاق اما بی تجربه و خام  را از عرصه خارج کردو باعث زدگی و دلسردی وی شد  وبا یک رقیب سابق تصفیه حساب  شخصی نمود  و لی خود فردی را عضو گروهک پزاک است و فرزند یک ساواکی است بخشدار نمود و این سخنان با همدیگر در تناقض است . این استاد دانشگاه با اشاره به منافع اجرای شعار استان اورامانات  منافع ان را بسیار مهم ارزیابی و اظهار داشت ایجاد فرودگاه و توسعه راهها و زیر بناهای اقتصادی  و ایجاد راه اهن برای این منطقه و افزایش تعداد نمایندگان مجلس و...  از جمله منافعی است که با ایجاد استان اورامانات مردم این دیار به ان دست خواهند یافت و نباید این سخن حق ووشعار متین ونخبه پسند  و کارشناسی شده را فدای منافع فردی و شخصی و... نمود .

منبع

http://ostanavramanat.mihanblog.com/

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 19:14  توسط هه ورامان هه ورامانی | 

این روزها سال روز برنامه ی تلویزیونی هانه رنگینه بود. این برنامه چند سال پیش زیر نظر سازمان تلویزیون میزوپوتامیا دست به کار شد. این برنامه که اولین برنامه تلویزیونی هورامی بود موقعیت خوبی را برای شناخت منطقه هورامان فراهم کرد. بحث های مختلف ادبی-فرهنگی-سیاسی-اجتماعی به گویش هورامی در این برنامه پخش شده است. این برنامه هر چند در مدتی کوتاه ودر فاصله ی زمانی زیادی پخش می شود اما در کل برنامه ی موفقی بوده است و در رساندن صدای مردم به یکدیگر کارایی خوبی داشته است. مردم هورامان در هر کجا که بوده باشند ساعت شماری کرده اند تا زمان این برنامه فرا رسد و با علاقه ای بسیار به تماشا کردن این برنامه نشسته اند و به شکل های گوناگونی با این برنامه ارتباط برقرار ساخته اند و در آن شرکت کرده اند. این برنامه توانست برنامه های دیگری را به دنبال خود بیاورد از قبیل: برنامه های هورامی شبکه های زاگروس-کوردسات و کوردستان تی وی. باوجود این ها انسان به فکر می افتد و از خود می پرسد که: آیا مردم هورامان به حق خود رسیده اند؟ آیا حق مردم هورامان فقط همین است؟ آیا اگر هر کدام از این شبکه ها یک ساعت دیگر به برنامه های هورامی خود اضافه کنند دیگر همه چیز تمام است؟ آیا نشان دادن این خواهش در این رده به این معنی نیست که انتظارات مردم هورامان خیلی پایین آمده است؟ ... این پرسش ها و هزاران پرسش دیگر در این رابطه هست و هر کدام خود را به گونه ای آه دارنده تر نشان می دهند. صحبت این نیست که باید برای مردم هورامان پارتی بازی کرد و باید بیشتر از بقیه به آن توجه کرد نه سخن این نیست!!! سخن بر سر بی عدالتی و ارزش قایل نبودن برای مردم هورامان است و گرنه مردم مردم است و نیاز مردم هم یکی. برای برقرار کردن این عدالت بارها خواهش شده-علاقه نشان داده شده-عناصر کاردان و کار آمد هم به وفوور هست پس دلیل این بی عدالتی و بی توجهی چه می تواند باشد؟ این بی توجهی و بی عدالتی اعمال شده از سوی حکومت کردستان در حق مردم هورامان که قدیمی ترین قوم ایرانی و قوم کورد هستند نشان می دهد که این حکومت دمکراتیک و ناسیونالیسمی کردستانی هنوز از بار فکری در مرحله ای خیلی عقب افتاده است. هنوز نه شناختی درست و حسابی بر سر وضع کوردستان دارند و نه برنامه ای مردمی و تجربه شده ی جهانی. شاید دلیل پایدار نبودن حکومت های کوردی در طول تاریخ این بوده باشد که هیچ کدام از حاکمان نتوانسته اند حق و حقوق واقعی قشرهای مختلف سرزمینشان را رعایت کنند و همیشه اختلافات داخلی مانع پیشرفت ما شده است. من نمی دانم منظور حکومت کردستان از بی توجهی به مردم هورامان و فرهنگ و ادب غنی این مرز و بوم چیست!!! چرا حق و حقوق واقعی مردم را مانند بقیه قشر ها رعایت نمی کند؟ همه ی ما دل به این خوش کرده ایم که یک حکومت در این دنیا وجود دارد که کردها بر آن رهبری دارند و حق همه ی مردم کورد در آن رعایت می شود. اما امروز می فهمیم که اشتباه فکر کرده ایم و بی عدالتی و نابرابری از سوی رهبران کورد هم بر کوردها واقع می شود. با این وجود چگونه انتظار داشته باشیم که حکومت ها و رهبران غیر کورد این عدالت را بر قرار کنند. درصورت ادامه یافتن این وضع مردم هورامان باید به فکر راه چاره ای باشند. وقتی که مردم هورامان می بینند که حال و روزشان این چنین است و حقشان این گونه پایمال می شود حیف نیست که پیش دستی نکنند و خودشان سازمان و حزبی برای حفظ زبان و فرهنگ خود تاسیس نکنند؟!

                                     هیوا علی رمائی بهمن ۱۳۸۶-سنندج

سه رچه مه :

http://bisaran.blogfa.com/post-13.aspx

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 19:42  توسط هه ورامان هه ورامانی | 
به نقل از هیوا علی رمایی

قبل از اسلام مردم کردستان امروزی با زبانی به نام اوستایی و پهلوی مادی صحبت میکردند. اما بعد از اسلام کم کم با سلطه زبان عربی و برخی زبانهای دیگر بر زبانهای ایرانی، خواسته یا ناخواسته دچار تغییراتی شدند. این تغییرات بر روی زبان مردم سرزمینهایی که شرایط جغرافیایی و سیاسی آنها کمک میکرد که بر شدت اثر آن بیافزاید، بیشتر بود. منطقه کردستان به خاطر شرایط خاصی که از نظر جغرافی و سیاسی داشت کمتر دچار این تغییرات شد. اما این شرایط خاص باز هم نتوانست مانع تغییر در زبان مردم این خطه از ایران شود و به تدریج این تغییرات خود را بر روی زبان مردم ماد نیز نشان داد اما این تغییرات به تناسب تغییرات فارسی بسیار کمتر بود. به هر حال زبان مردم کردستان امروزی تا به امروز، به گونه هایی متفاوت دچار تغییر شده است و باعث گردیده که امروز، در منطقه کردستان، شاهد زبانها یا گویشهای گوناگونی مانند کرمانجی شمالی و جنوبی،هورامی،لکی،کلهری و ... باشیم. اما زبان یا گویشی که در اینجا به صورت مختصر در مورد آن صحبت خواهیم کرد،هورامیست که نسبت به بقیه ی زبان ها از کمترین تغییرات برخوردار است،و بارها وبارها مورد مطالعه بسیاری از زبانشناسان ایرانی و اروپایی قرار گرفته است. گویشی که امروز میتوان آن را مادر زبان کوردی و فارسی نامید.زبان اوستايی و پهلوی ، كه از زبانهای قديمی آريايی مي باشند ، با اين گویش قرابت دارند. اين قرابت گاهی به حدی است ، كه افراديكه به كوردی هورامی مسلط مي باشند ، مي توانند تا اندازه زيادی از متون سنگ نوشته ها و پوست نوشته های دوران باستان ، كه به زبان اوستايی و يا پهلوی نوشته شده اند ، سر درآورند . لذا به نظر زبانشناسان ، فراگيری زبان كوردی هورامی ، براي فارسي زبانها ، بسيار كار مثبتي است و به منزله يادگيری زبان لاتين ، توسط فرانسوی زبانان مي باشد. هورامی قدیمی ترین و باستانی ترین زبان ایران و تنها بازمانده و یادگار زبان ایران باستان است.

این گویش یکی از کاملترین گویش های کوردیست چرا که از نظر شمار لغات بر تمامی گویش های کوردی برتری دارد و از نظر دستور زبانی و مشخص کردن مونث و مذکر و نشانه های معرفه و نکره و... اگر از عربی برتر نباشد کمتر نیست. برای مثال در هورامی گاها" برای انجام یک کار در دو زمان متفاوت مجبور هستیم که یک فعل با دو ظاهر کاملا" متفاوت را به کار ببریم، مثلا":

در کوردی سورانی برای مضارع اخباری و ماضی ساده برای اول شخص از مصدر که وتن (افتادن) داریم:

ئه ‌که ‌وم-که ‌وتم ((مصدر در هر دو که وتن می باشد.))

اما در هورامی برای همین صیغه ها داریم:

مه گنوو-که وتا ((مصدر ها کاملا متقاوت))

این یکی از ویژگی های کوردی هورامیست که شاید در هیچ زبان دیگری نمونه آن را نتوانیم ببینیم.  کوردی هورامی و هورامان نشان دهنده ی قدمت اصیل و دیرین کردستان است و نابودی آن به معنای نابودی ادبیات کلاسیک کردستان. شاید حدود چهل پنجاه سال پیش، بعضی از خیرخواهان کورد كه چشم دیدن زبان و فرهنگ، ادبیات و موجودیت، کوردها و هویت كوردی را نداشتند، طی - به اصطلاح - كوردشناسی خود، این موضوع توطئه و تفرقه برانگیز را علم كردند كه هورامی ها در ایران و عراق، و زازاكی ها در استان پرجمعیت، كوهستانی و جنگلی استان‌ "درسیم" در كردستان تركیه، كورد نیستند. سال ها از این سخنان بیهوده گذشت و دانشمندان كورد كم و بیش به این ذهنیت غیر علمی پاسخ ها دادند و چنان مدعیانی نیز خاموش گشتند. اما برای جلوگیری از تکرار این گونه توطئه ها، روشنفکران و نویسندگان و رسانه های کوردی باید میدان بیشتری به این زبان بدهند. بسیار کم دیده میشود که در هفته نامه ها و ماهنامه های کوردی مقاله ای به زبان کوردی هورامی نوشته شده باشد.خوشبختانه یکی از اقدامات سازمان یونسکو در سال ٢٠٠٨ برای حفظ و حمایت از زبانها، پروژه مطاله زبان کوردی هورامی است. سازمان یونسکو این زبان را جزو زبان‌های در خطر اعلام کرده و از این رو پروژه جامعی برای مطالعه این زبان در سال ٢٠٠٨ تعریف شده است. هدف این پروژه شناسایی خصوصیات زبان کوردی هورامی معاصر است که بنابر اعلام یونسکو پژوهش مستقلی در مورد آن صورت نگرفته است. از جمله کارهایی که ذیل این پروژه پژوهشی صورت گرفته بررسی دستور زبان کوردی هورامی است.

از دیگر اقداماتی که سازمان یونسکو در سال جاری میلادی حمایت از آنها را بر عهده دارد تدوین اطلس جهانی زبان‌های در حال نابودی است. این پروژه که ویرایش سوم اطلسی است که سازمان یونسکو پیش از این در سالهای ١٩٩١ و سپس ٢٠٠١ میلادی منتشر کرده بود، آمار و اطلاعات و همچنین پراکندگی جغرافیایی زبان‌هایی را که با خطر فراموشی رو به رو هستند به روز می کند. یونسکو امسال پروژه‌ای برای مطالعه گویش کوردی هورامی داشته است.

                                     هورامان

بر کسی پوشیده نیست که این سرزمین یعنی هورامان، جایگاه بزرگ مردان و دانایان بسیاری بوده که پیوسته برای کردستان مایه ی افتخارند. هورامان را باید نماد تلاش و استقلال نامید. چرا که این مردم کسانی هستند که از دل سنگلاخ های هورامان خاک بیرون آوردند و با آن خاک، نه تنها میوه و گندم مورد نیاز خود را تامین، بلکه در هنگام خشکسالی تا حدودی میوه و آرد بعضی از روستاهای دیگر،که شاید وضعی چند برابر بهتر از وضع کشاورزی در هورامان را داشتند، فرآهم می کردند. مردم هورامان مردمانی هستند که از پشم گوسفند و رنگ برگ درختان و پوست دام هایشان "چۆخه و ڕانک و فه‌ره‌نجی و په‌سه‌ک و كڵاش" ساختند، که تا به امروز یکی از گرانترین و زیباترین و پر طرفدارترین لباس های محلی کردستان است.

می توان به هورامان لقب ((سرزمین شعر و آواز)) هم داد. تا چند دهه پیش زبان هورامی زبان شعر و ادبیات کردستان بود و امروز شاهد کتابهای شاعران بزرگی مانند مولوی کورد و بیسارانی و ... هستیم که به این زبان شعر سروده اند. اشعاری که توسط خوانندگان هورامان به آواز مبدل میگشت.آوازهای هورامان بویژه سیاه چمانه را باید همانند تاریخی قدیمی و باستانی، و ریشه ی فرهنگ و هنر غنی، نگاه کرد . ریشه و تمدنی چند هزار ساله که می تواند هنر باستانی و غنی کورد را، به تمام جهانیان بنمایاند . این پیشینه ی تاریخی بعد از "یوسف یاسکه"، تنها به دست "عثمان هورامی" است که زنده شد و همانند باغبانی از این باغ محافظت نموده است. در وصف عظمت عثمان هورامی همین بس که استاد آواز ایران یعنی"محمد رضا شجریان"، او را به عنوان یکی از بزرگترین استادان آواز ایران معرفی می کند.

هورامان سرزمینیست که هیچگاه جوهر قلم، یارای نوشتن زیبایی ها و وصف عظمتش نیست. سرزمینی که هر چه از هنر و دانایی و ادبیات مردمانش گوئیم به مثال قطره ایست از اقیانوس بی کران.

                                     هیوا علی رمائی آذر ماه ۱۳۸۷-سنندج

منبع

http://www.bisaran.blogfa.com/post-39.aspx

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 18:1  توسط هه ورامان هه ورامانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ برای پاسداری از زبان کهن اورامی(هه ورامی) ایجاد شده است . از همه اورامی زبانان گرامی میخواهیم که مارا یاری کنند تا از زبان شیرین هورامی پاسداری کنیم . مخصوصا در شهرهایی که سوران ها و هورامی ها با هم زندگی میکنند زبان هورامی در حال نابود شدن است. هامزوانه وه شه سیاکا به یدی با زوانو هه ورامی پاریزنمی په ی چیشی ئیمه ئشیو به سورانی قسی که رمی ؟ ئادی په ی چیشی به هورامی قسی مه که را ؟ هه ر ئشیو ئیمه به زوانو ئادیشا قسی که رمی .

نوشته های پیشین
اسفند 1390
شهریور 1390
خرداد 1390
پیوندها
استان اورامانات
جوانرود فردا
آقای مقدس یوسفی
ده نگ
هورامان . هانه به رچه م
پالنگان (پاله نان )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM